نیاز به لایه حریم خصوصی در ذخیرهسازی رمزارز ترامپ | نظرات

ذخایر استراتژیک رمزارزهای ایالات متحده: اهمیت امنیت و حریم خصوصی در دنیای دیجیتال
اعلام رئیسجمهور دونالد ترامپ مبنی بر ایجاد ذخایر استراتژیک رمزارز ایالات متحده شامل بیتکوین (BTC)، اتریوم (ETH)، ریپل (XRP)، سولانا (SOL) و کاردانو (ADA) بحث جهانی جدیدی را درباره نقش داراییهای دیجیتال در ذخایر ملی به راه انداخته است. این ابتکار با هدف تثبیت ایالات متحده بهعنوان پایتخت رمزارزهای جهان، همچنین نیاز فوری برای افزایش امنیت، حریم خصوصی و راهحلهای انطباقی به منظور حمایت از پذیرش گسترده را نشان میدهد.
چالشهای امنیتی در تراکنشهای رمزارز
با سرقت ۱.۵ میلیارد دلار از هک اخیر بای بیت، افزایش ۵۸ درصدی حملات فیشینگ از ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ و گزارش ۹۰ درصد از سازمانها از نقضهای امنیتی، تراکنشهای رمزارز همچنان در معرض خطر هستند. تکنیکهای پیشرفتهای مانند جعل عمیق مبتنی بر هوش مصنوعی، فیشینگ صوتی و طرحهای مهندسی اجتماعی نیز در حال گسترش هستند. بنابراین ادغام زیرساختهای حفاظتی در زنجیرههای پشتیبانی ذخایر ضروری است.
بازتعریف تراکنشها و ذخیرهسازی داراییهای دیجیتال
ما باید نحوه تراکنش، ذخیرهسازی و امنیت داراییهای دیجیتال را بازتعریف کنیم. تکنولوژی “ارسال به نام” که بهصورت خودکار آدرسهای دریافتی را که فقط شرکتکنندگان در تراکنش به آن دسترسی دارند، ایجاد میکند، راهحلی مناسب است. این زیرساخت، همراه با انطباق KYC/AML خارج از زنجیره، میتواند مدیریت بدون اصطکاک و در عین حال کاملاً منطبق را برای افراد، مؤسسات و عوامل مالی مبتنی بر هوش مصنوعی ممکن کند.
ایجاد زیرساختهای امنیتی قوی
هر ذخیره رمزارز ملی باید بر اساس یک زیرساخت امنیتی قوی ساخته شود که از خطرات ناشی از حملات خارجی و خطاهای انسانی داخلی جلوگیری کند. این به معنای فراتر رفتن از آدرسهای ساده کیف پول و ادغام حفاظتهای تراکنشی رمزنگاری شده، تأیید هویت چندلایه و ویژگیهای امنیتی است که از تاییدات غیرمجاز جلوگیری میکند.
یکی از رویکردها، تأیید تراکنشهای پویا و مبتنی بر زمینه است که اطمینان میدهد تنها طرفین مورد نظر قادر به دسترسی به آدرسهای دریافتی هستند و تلاشهای فیشینگ را قبل از ارسال وجوه مسدود میسازد. بهعلاوه، ادغام لایههای ارتباط امن و رمزنگاری شده بهطور مستقیم در پروتکلهای تراکنش، وابستگی به پلتفرمهای پیامرسان خارجی را کاهش میدهد و در نتیجه در برابر تأمینی یا تقلب مصون میماند.
توازن بین حریم خصوصی و انطباق
دولتها و مؤسسات به راهحلهای انطباق نیاز دارند، اما اقدامات KYC/AML در زنجیره معمولاً به قیمت از دست رفتن حریم خصوصی کاربران است. بهجای ضبط دائمی دادههای حساس در زنجیره، یک لایه تأیید شخصیت غیرمتمرکز میتواند این امکان را فراهم کند که تراکنشها خصوصی باقی بمانند و در عین حال نیازهای قانونی را برآورده سازند.
علاوه بر این، سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیارد دلاری ترامپ در توسعه هوش مصنوعی نوآورانه، بهاحتمال زیاد به افزایش تعداد عوامل مالی مبتنی بر هوش مصنوعی منجر خواهد شد که داراییهای دیجیتال را مدیریت میکنند. اما این عوامل باید تحت استانداردهای امنیتی سختگیرانه عمل کنند. ادغام مدلهای امنیتی بدون اعتماد و نظارت بر تراکنشهای بلادرنگ میتواند خطرات ناشی از بازیگران مخرب را کاهش دهد.
هشدار برای صنعت رمزارز
هک اخیر بای بیت واقعیت نگرانکنندهای را نشان داد که حتی اپراتورهای باتجربه هم ممکن است فریب بخورند. مجرمان با ترفند، تیم بای بیت را—شامل مدیر عامل آن—به تأیید تراکنشهای تقلبی از طریق دستگاههای لجر وادار کردند. این امر ناکارآمدی شدید اتکاء به آدرسهای کیف پول ساده و پلتفرمهای DeFi که از لایههای تأیید هوشمند بیبهرهاند را معین میکند.
آیندهای امن برای ذخایر دیجیتال ایالات متحده
اگر ایالات متحده میخواهد در عرصه رمزارز پیشرو باشد، باید در زمینه امنیت نیز پیش قدم شود. یک ذخیره رمزارز ملی فقط به انتخاب داراییها مربوط نمیشود بلکه به ساخت زیرساختهایی اشاره دارد که از کاربران، مؤسسات و عوامل هوش مصنوعی در برابر تهدیدات روزافزون محافظت میکند. مکانیزمهای تراکنش امن، حفظ حریم خصوصی و کاربرپسند برای اطمینان از این که داراییهای دیجیتال به همان اندازه که ارزشمند هستند، ایمن نیز باشند، ضروری خواهد بود.
هک بای بیت باید بهعنوان نقطه عطفی در نظر گرفته شود. بهجای واکنش به نقضها پس از وقوع، صنعت رمزارز، بهویژه ابتکارات در مقیاس ملی، باید اکنون راهحلهای پیشگیرانه را پیادهسازی کنند. ذخیره استراتژیک رمزارز ایالات متحده فرصتی برای تعیین استاندارد جدیدی برای امنیت داراییهای دیجیتال فراهم میکند و باعث میشود که تراکنشهای رمزارز امن، کارآمد و مقاوم در برابر تهدیدات نوظهور باشند.